ریحانه ریحانه ، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

ریحانه عسلی

تبریک تولد خاله فرزانه با زبون نی نی ای

خاله جون سلام امروز  تولدم بود ،صبح تلفن زنگ خورد من گوشی و برداشتم و هرچی الو الو کردم صدایی نمیومد بعد دیدم صدای مامانی از پشت خط میاد که میگه بگو خاله تولدت مبارک دو سه بار که مامان تکرار کرد شما هم گفتی م....م....م....د.....د....د  بعد خندیدی عزیزم ،گلم با اون صدای قشنگت و به زبون خودت تولدم رو بهم تبریک گفتی گلم این اولین بار بود که یه نی نی  تولدم رو بهم تبریک میگفت فدات شم ممنون خاله بوسسسسسسسسسسس.   ...
13 ارديبهشت 1391

خاطره های خاله فرزانه

ریحانه جونم سلام حالا که مامانی خوشگلت زحمت کشیده و این وبلاگ رو برات درست کرده تا خاطراتت رو ثبت کنه  منم خواستم خاطره های شیرینی رو که باهات داشتم رو برات بگم تا هروقت که میخونیشون یاد خاله جونت بیافتی گلکم یه چیزی:من زیاد نوشتنم خوب نیست ببخش اگه اونطوری که باید نیست بذار از اول اول شروع کنم: از اون روزی که مامانت این افتخار رو به من داد که به عنوان اولین نفر از خواهر ها و برادر ها از بودن تو مطلع بشم(البته مامان جون و بابا جون از قبل خبر داشتن و با زرنگی تمام از ما مخفی کرده بودند).اون روز من خیلی خیلی خوشحال شدم و باورم نمیشد که دارم خاله میشم.آخه میدونی گلم من کلا بچه ها رو خیلی دوست دارم  شما که دیگه بچه...
10 ارديبهشت 1391

ریحانه و یه عالمه عکس خاطره انگیز

الهی مامانی به قربونت بره این عکس رو چند ساعت بعد از تولدت ازت گرفتیم با اومدنت خونمون رو پر از نور و شادی کردی دلبر مامان. تو این عکس، ٣ روز از تولدت میگذره آماده شدی بریم برا آزمایش تیروئید.الهی دورت بگردم نفس مامان، از قوزک پات خون گرفتن و تو برای اولین بار حسابی گریه کردی عکس ششمین روز تولدت با عروسکی که هم قد خودته . حالا جگیر مامان کدوم یکیه؟ اگه گفتی؟ این اولین حموم رفتن تو هستش. وقتی که ٨ روزه بودی نافت افتاد و ما فرداش تونستیم تو رو به حموم ببریم یعنی تو ، تو این عکس ٩ روزه هستی عسلی مامان. این عکس جشن تولد یک ماهگیته. البته جشن رو همزمان با روز تولد خاله اکرم که ١٦شهریوره برات گرفتیم(٢روز زودتر). ...
7 ارديبهشت 1391
1